پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۱۵ - دیدی ای مه (دشتی)

دیدی ای مه که ناگه رمیدی و رفتی

پیوند الفت بریدی و رفتی

هرچه خواری به یاری کشیدم و دیدم

دامن ز دستم کشیدی و رفتی

بس ناله ها کردم به امیدی که رحم آری به فریاد من ای گل

فریاد از دل تو، کز جفا

فریاد ما نشنیدی و رفتی

جانا گرچه بردی از یادم

جان در کوی عاشقی دادم

ز پا فکندی به سر دویدم گهر فشاندم به اشک من خندیدی و رفتی

ساقی بده آن می را

مطرب بزن آن نی را

که پای لاله، پیاله خوش باشد

دل اسیران، به ناله خوش باشد

علاج محنت، به جز می نیست

به غیر نالیدن نی نیست

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۷ - حاصل عشقدارم شب و روز، از عشق ماهی
  2. شمارهٔ ۱۸ - آذربایجانآرزوی ما تویی تو
  3. شمارهٔ ۱۹ - اشک و آهدارم غم جانکاهی، شب های سیاهی، دور از رخ ماهی
  4. شمارهٔ ۲۰ - کاروان دشتیهمه شب نالم چون نی
  5. شمارهٔ ۲۱ - صبح شادی (داغ جدایی)بیا بیا که صبح شادی گذرد
  6. شمارهٔ ۲۲ - راز نهفته (بیات اصفهان)ای بی خبر از بی نوایان
  7. شمارهٔ ۲۳ - راز دلراز دل نهفته بودم
  8. شمارهٔ ۲۴ - دریای غمبا عاشقان ای گل سر یاری نداری
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.