پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۱۴ - مرغ حق

مرغ حق خواند هر دم، در دل شب ای ماه، کز شب عاشق آه

چشم جهان خفته، عاشق خون گرید

کی داند هر دل کو را، سوز محبت نیست، اشک محبت نیست

گریه ز دل خیزد، بی دل چون گرید؟

شب تاری به بیداری، مرغ شب آهنگم

کند با شب حکایتها آه دل تنگم

وای وای وای

از شبهای سیاه من

جز شب کیست؟

در عشق تو، گواه من

جفا کردی وفا کردم

ستم راندی دعا کردم

برو برو یارا از دل ما را، که بدخو یاری «کینه عاشق در دل داری »

مرغ شب می نالد، تا به سحرگه با من، آتشم زند به خرمن

گردش عالم گر نکند طی شام غم را

آه رهی آخر سوزد عالم را

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۶ - یار رمیدهز ما ای گل چه دیدی؟
  2. شمارهٔ ۱۷ - حاصل عشقدارم شب و روز، از عشق ماهی
  3. شمارهٔ ۱۸ - آذربایجانآرزوی ما تویی تو
  4. شمارهٔ ۱۹ - اشک و آهدارم غم جانکاهی، شب های سیاهی، دور از رخ ماهی
  5. شمارهٔ ۲۰ - کاروان دشتیهمه شب نالم چون نی
  6. شمارهٔ ۲۱ - صبح شادی (داغ جدایی)بیا بیا که صبح شادی گذرد
  7. شمارهٔ ۲۲ - راز نهفته (بیات اصفهان)ای بی خبر از بی نوایان
  8. شمارهٔ ۲۳ - راز دلراز دل نهفته بودم
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.