پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۱۰ - شکوه عاشق

گه شکایت از گلی، گه شکوه از خاری کنم

من نه آن رندم که غیر، غیر از عاشقی، کاری کنم کاری کنم کاری کنم کاری کنم

هر زمان بی روی ماهی، همدم آهی شوم

هر نفس، هر نفس، با یاد یاری، با یاد یاری ناله زاری کنم زاری کنم

حلقه های حلقه های موج بینم نقش گیسویی کشم

خنده های صبح بینم، یاد رخساری کنم، یاد رخساری کنم

گر سر یاری، یاری بود بخت، بخت نگونسار مرا وای وای

عاشقی ها با سر، سر زلف نگونساری کنم وای وای

نیست با ما لاله و گل را سر الفت رهی، سر الفت رهی

می روم تا آشیان در سایه خاری کنم

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۲ - شب منبشب نخفته چشم کس ز ناله زارم
  2. شمارهٔ ۱۳ - سیرم از زندگانی (ابوعطا)سیرم از زندگانی
  3. شمارهٔ ۱۴ - مرغ حقمرغ حق خواند هر دم، در دل شب ای ماه، کز شب عاشق آه
  4. شمارهٔ ۱۵ - دیدی ای مه (دشتی)دیدی ای مه که ناگه رمیدی و رفتی
  5. شمارهٔ ۱۶ - یار رمیدهز ما ای گل چه دیدی؟
  6. شمارهٔ ۱۷ - حاصل عشقدارم شب و روز، از عشق ماهی
  7. شمارهٔ ۱۸ - آذربایجانآرزوی ما تویی تو
  8. شمارهٔ ۱۹ - اشک و آهدارم غم جانکاهی، شب های سیاهی، دور از رخ ماهی
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.