پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۳

از بس که روی گرم به هر سو گذاشتیم

صد داغ شعله خیز در آن کو گذاشتیم

از شرم ناکسی نگشودیم دیده را

الماس فتنه در ته پهلو گذاشتیم

هر گوهری که دل ز تعلق گرفته بود

در دامن کرشمهٔ دلجو گذاشتیم

ما بر فریب چشم غزالانه باختیم

مجنون بازمانده به آهو گذاشتیم

امروز در زیارت دار است امنیت

آن سر که بر سر زانو گذاشتیم

یک باره کرد خوب-خرابی مزاج دل

دست از عمارت دل بدخو گذاشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۵از دل این شعله چو داغ صنم افروخته ایم
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۶منم کز بادهٔ عشرت خروشیدن نمی‌دانم
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۷حال ما بنگر که آهوی حرم گم کرده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۸ز معموری به تنگم، جز دل ویران نمی خواهم
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۹هر چه با او گویم، از مردم دگرگون بشنوم
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۰هرگز دل کس را به گناهی نشکستیم
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۱وقت آن است که افیون به شراب اندازیم
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۲چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.