پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۲

دردی که به افسانه و افسون رود از دل

صد شعبده انگیز که بیرون رود از دل

ممنونم از این شیوه که هر جور که کردی

اندیشه نکردی که مرا چون رود از دل

آن به که به دل ره ندهم روز سلامت

آن ها که در آشوب شبیخون رود از دل

از بس که دل سوخته ام تشنهٔ صلح است

هر جور که فردا کنی، اکنون رود از دل

عرفی ره مجنون مرو، این درد نه دردی است

کز بیهده گردیدن هامون رود از دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۴همت ای یاران که در دفع هوس رو می کنم
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۵ما گریبان دل از گل های غم پر کرده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۶کعبه بی ذوق است و یاران را وداعی می کنیم
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۷آن شکارم کز بر تیر سنان می رویدم
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۸منم که پارهٔ دل در دهان غم دارم
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۹بیا ای درد کز راحت رمیدن آرزو دارم
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۰رفتیم و با غمت دل پر خون گذاشتیم
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۱منم که بهر دل اسباب داغ می دزدم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.