پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۳

تنها نشین گوشهٔ غمخانهٔ خودیم

گنج غمیم و در دل ویرانهٔ خودیم

لب تر نکرده ایم ز جام و سبوی کس

جاوید مست جرعه و پیمانهٔ خودیم

با غم نشسته ایم به تدبیر عقل خویش

ما آشنا به دشمن و بیگانهٔ خودیم

بس در گشوده ایم، چه دشمن، چه دوست را

ما قفل بی گشاد در خانهٔ خودیم

شیرین نکرده ایم لب از گفت و گوی کس

لب ها به زهر شستهٔ افسانهٔ خودیم

گاهی فریب توبه و گاهی فساد زرق

بازیچهٔ طبیعت طفلانهٔ خودیم

غیرت روا نداشت که برقع برافکنیم

تا جمله بنگرند که جانانهٔ خودیم

عرفی برو، تهیهٔ افسون مکن که ما

صید فریب دام خود و دانهٔ خودیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۵ما گریبان دل از گل های غم پر کرده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۶کعبه بی ذوق است و یاران را وداعی می کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۷آن شکارم کز بر تیر سنان می رویدم
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۸منم که پارهٔ دل در دهان غم دارم
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۹بیا ای درد کز راحت رمیدن آرزو دارم
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۰رفتیم و با غمت دل پر خون گذاشتیم
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۱منم که بهر دل اسباب داغ می دزدم
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۲ما دست دل ز چشمهٔ بهبود شسته ایم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.