پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۱

منم که بهر دل اسباب داغ می دزدم

نسیم گلشن غم در دماغ می دزدم

دمی که بر نفس اهل درد می جوشم

هزار شعله از دود چراغ می دزدم

ز بهر آن که چکانم به کام تشنه لبان

به آستین نمک و خون داغ می دزدم

دگر به وادی ایمن رسم وگر نه که من

ز گرد بادیه کحل سراغ می دزدم

نیم ز فصل خزان عرفی از چمن بی فیض

ترانهٔ ز نواهای زاغ می دزدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۳از بس که روی گرم به هر سو گذاشتیم
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۴از مردن دشوار من است آن مژه پر نم
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۵از دل این شعله چو داغ صنم افروخته ایم
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۶منم کز بادهٔ عشرت خروشیدن نمی‌دانم
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۷حال ما بنگر که آهوی حرم گم کرده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۸ز معموری به تنگم، جز دل ویران نمی خواهم
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۹هر چه با او گویم، از مردم دگرگون بشنوم
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۰هرگز دل کس را به گناهی نشکستیم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.