پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴

همت ای یاران که در دفع هوس رو می کنم

بر لب کوثر به داغ تشنگی خو می کنم

آب حیوانم ز دنبال آید از ظلمت برون

من بر او خندان به سوی تشنگی رو می کنم

دل به وصل و من به بوی وصل نامحرم خوشم

او گل و من خاک گلخن از ادب بو می کنم

باز دل را می فشارم در کف عشق صنم

خون اسلامش چکان از هر سر مو می کنم

می فروشم داغ و نقد گریه می گیرم ز خلق

می ستانم آب و آتش در ترازو می کنم

آرزوی زخم جورش نیست عرفی حد من

لیک دایم مشق بوس دست و بازو می کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۶کعبه بی ذوق است و یاران را وداعی می کنیم
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۷آن شکارم کز بر تیر سنان می رویدم
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۸منم که پارهٔ دل در دهان غم دارم
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۹بیا ای درد کز راحت رمیدن آرزو دارم
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۰رفتیم و با غمت دل پر خون گذاشتیم
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۱منم که بهر دل اسباب داغ می دزدم
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۲ما دست دل ز چشمهٔ بهبود شسته ایم
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۳از بس که روی گرم به هر سو گذاشتیم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.