پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۶

کعبه بی ذوق است و یاران را وداعی می کنیم

مژده اهل دیر را کانجا وداعی می کنیم

گر حدیث عشق کم گویی تو با آسودگان

جای منت هست، تحقیق صداعی می کنیم

زهر کو، خون جگر کو، شهد ناب و شیر چند

صبر دشوار است، با رضوان نزاعی می کنیم

در سماع ای شیخ موج از آستین ما بریز

در شهادت گاه او ما هم سماعی می کنیم

شیوه های زاهدان گر در شمار دین بود

غم مخور عرفی که ما هم اختراعی می کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۸منم که پارهٔ دل در دهان غم دارم
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۹بیا ای درد کز راحت رمیدن آرزو دارم
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۰رفتیم و با غمت دل پر خون گذاشتیم
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۱منم که بهر دل اسباب داغ می دزدم
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۲ما دست دل ز چشمهٔ بهبود شسته ایم
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۳از بس که روی گرم به هر سو گذاشتیم
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۴از مردن دشوار من است آن مژه پر نم
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۵از دل این شعله چو داغ صنم افروخته ایم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.