پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۴

گر بگویم ز نظر یار نهان است، غلط

ور بگویم که به هر دیده عیان است، غلط

شش جهت فیض پذیر از نظر رحمت اوست

ور بگویم که به سویی نگران است، غلط

می کُشد زارم و گنهی نیست مرا

ور بگویم که مرا دشمن جان است، غلط

تیر دلدوز شهیدان همه از ترکش اوست

ور بگویم که از آن شست و کمان است، غلط

جز گمان هیچ ندارم به کف از صدق خبر

ور بگویم که همین محض گمان است، غلط

عرفی ار بی خبرت خواند، غلط نشماری

گوهرش گر بشناسی ز چه کان است، غلط

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۶باز این منم به صد دل خشنود در سماع
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۷چنین که آمده منظور لطف شاه چراغ
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۸باز به میدان ما، فوج بلا بسته صف
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۹غم می‌گزد لب من، من می‌گزم لب عشق
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۰این زخم های کاری، بر مغز جان مبارک
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۱صد مُهر می نهم به لب گفت و گوی دل
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۲دردی که به افسانه و افسون رود از دل
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۳تنها نشین گوشهٔ غمخانهٔ خودیم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.