پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۶

باز این منم به صد دل خشنود در سماع

دیوانه وش ز نغمهٔ داود در سماع

رویم به روی دلبر و قوال در سرود

دستم به دست شاهد مقصود در سماع

پرهیز ای فرشته که اینک به عرش و فرش

افشاندم آستین می آلوده در سماع

باز این چه سوزش است که خونابه ریز شد

چندین هزار زخم نمک سود در سماع

هنگام مردن است، تپیدن بسی به خون

دایم چو بی غمان نتوان بود در سماع

زاهد که بود زمزمه دشمن به دیر عشق

آمد به نیم زمزمهٔ عود در سماع

عرفی سرود بزم که یادش آمد که باز

بر روی آتش آمده چون عود در سماع

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۸باز به میدان ما، فوج بلا بسته صف
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۹غم می‌گزد لب من، من می‌گزم لب عشق
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۰این زخم های کاری، بر مغز جان مبارک
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۱صد مُهر می نهم به لب گفت و گوی دل
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۲دردی که به افسانه و افسون رود از دل
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۳تنها نشین گوشهٔ غمخانهٔ خودیم
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۴همت ای یاران که در دفع هوس رو می کنم
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۵ما گریبان دل از گل های غم پر کرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.