پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۸

از سخن شهد ناب می چکدش

وز تبسم شراب می چکدش

می توان گفت از آن طراوت حسن

کز جبین آفتاب می چکدش

که زد این نیش بر دل گرمم

کآتش از پیچ و تاب می چکدش

هر حدیثی که پرسم از همت

آبرو از جواب می چکدش

آتش عشق نشئه ای دارد

که شراب از کباب می چکدش

چه کند عرفی ار نریزد اشک

از جگر خون ناب می چکدش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۰دلی دارم که می جوشد ز هر مو چشمهٔ خونش
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۱چو تیر از دل کشم کو شربتی از لعل خندانش
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۲صنم می‌گوی و در بتخانه می‌رقص
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۳فصل بهار است و شُکر نسیم بهار فرض
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۴گر بگویم ز نظر یار نهان است، غلط
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۵اگر تو خنده کنی از گل و شراب چه حظ
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۶باز این منم به صد دل خشنود در سماع
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۷چنین که آمده منظور لطف شاه چراغ
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.