پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۵

سرم ز وصل نهانی بلند خواهد شد

زمانه از گل و خس نخل‌بند خواهد شد

کسی که نوحه نکردی به ماتم دل تنگ

حریص زمزمه و هرزه‌خند خواهد شد

مراد بر اثر غیر کو، مران شتاب

که باز طالع ما ارجمند خواهد شد

به حیرتم ز غزال رمیدهٔ مقصود

که صید این دل کوته کمند خواهد شد

به کوی غیر نماند وداع شربت کام

که ناگوارتر از زهرخند خواهد شد

لبم دهد مگسان امید را مژده

که زهرخند با نوشخند خواهد شد

ز عود قافیه غم نیست در میان غزل

که یار چون یپسندد پسند خواهد شد

بیا کلیم که آن آتشی که می‌طلبی

کنون ز سینهٔ عرفی بلند خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۷گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۸بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۹به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۰حیف است که دستی به نمکدان تو یابند
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۱بیا ای بخت سرگردان نشینید
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۲ز کوی عشق مَلَک دل‌شکسته می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۳گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۴هر جا که مست و غمزه زن، آن عشوه آئین می رود
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.