پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۴

گر نیم قطره ز دهان سبو چکد

بال فرشته فرش کنم که بر او چکد

امید را بکُش، به نهانی، که تا ابد

اشگ مصیبت از مژهٔ آرزو چکد

بعد از هلاک گر بفشارند خاک من

هم خون دل تراود و هم آب رو چکد

آن تشنگی به عشق فروشم که تا ابد

آب حیات از دم شمشیر او چکد

عرفی درآ به نوحه که بسیار بی غمم

باشد ز دیده قطرهٔ اشکی فرو چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۶از مرگ من آن عشوه نما را که خبر کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۷گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۸بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۹به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۰حیف است که دستی به نمکدان تو یابند
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۱بیا ای بخت سرگردان نشینید
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۲ز کوی عشق مَلَک دل‌شکسته می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۳گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.