پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۲

کو عشق کاز شمایل عقلم جنون چکد

از گریه نوش ریزد و از خنده خون چکد

لب تشنگی ز ریشهٔ چشمم کشد برون

آن قطره های خون که ز ریش درون چکد

خوش دل بدانم ار بچکد خون دل ز چشم

دل خون خویش می خورد، از دیده خون چکد

دل نیست این درد فشان است و خون چکان

دردی ز درد جوشد و خونی ز خون چکد

عرفی نگویمت بچکان خون دل ز چشم

گر ننگ صبر نیست بهل تا برون چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۴ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۵کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۶کنون که دیده خریدیم، باغ ها گم شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۷تا چند به زنجیر خرد بند توان بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۸چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۹در ملک عشق هر که شهیدش نمی کنند
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۰به جان خسته ندانیم که آن بلا چه کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۱دوش کز عشق تو، دل عیب سلامت می کرد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.