پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۵

کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد

که حسرت به عیش و فراغم نخورد

نیاسودم از خوردن غم، دمی

که اندیشهٔ غم دماغم نخورد

دو صد شیشهٔ خون از دماغم چکید

که مرهم شرابی ز داغم نخورد

به عهدم چنان عافیت مُرد زود

که نو باوهٔ نخل باغم نخورد

شب غم چنان تلخ بر من گذشت

که پروانه دود چراغم نخورد

شدم شاخ گل، هیچ بلبل نخاست

شدم استخوان، هیچ زاغم نخورد

مگر خورد عرفی شراب از سفال

که کوثر ز سیمین ایاغم نخورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۷تا چند به زنجیر خرد بند توان بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۸چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۹در ملک عشق هر که شهیدش نمی کنند
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۰به جان خسته ندانیم که آن بلا چه کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۱دوش کز عشق تو، دل عیب سلامت می کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۲به باغ عشق تذرو طرب حزین میرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۳چنانکه در چمن روضه خس نمی گنجد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۴گر نیم قطره ز دهان سبو چکد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.