پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۸

چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد

به کامم هر چه زهر است از لبش تریاک خواهد شد

هجوم عاشقان در کوی او افزود و خوشحالم

کزین پس در هلاک دوستان بی باک خواهد شد

چه غم گر دامن پاکت به خونم گردد آلوده

که فردا هم به آب دیدهٔ من پاک خواهد شد

نی ام نومید اگر دستم بود کوته ز دامانش

چو می دانم که در جولانگه او خاک خواهد شد

ز مست افتادنم در مسجد، ای زاهد، مشو رنجه

که صحن مسجدت فردا زمین تاک خواهد شد

چه چاک پیرهن می دوزی ای زاهد، وزین غافل

که تا دامن گریبان کفن هم چاک خواهد شد

شود سودای پا بوس تو افزون در سر عرفی

درین زودی همانا بستهٔ فتراک خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۰به جان خسته ندانیم که آن بلا چه کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۱دوش کز عشق تو، دل عیب سلامت می کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۲به باغ عشق تذرو طرب حزین میرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۳چنانکه در چمن روضه خس نمی گنجد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۴گر نیم قطره ز دهان سبو چکد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۵سرم ز وصل نهانی بلند خواهد شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۶از مرگ من آن عشوه نما را که خبر کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۷گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.