پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۹

در ملک عشق هر که شهیدش نمی کنند

گفت و شنید ماتم و عیدش نمی کنند

یوسف وش آن که راست رود بهر فتح باب

محتاج التفات کلیدش نمی کنند

یا رب کجا بریم وفا را که این متاع

در کشور وجود خریدش نمی کنند

هر کس که های و هوی نکشید، اهل روزگار

گوش رضا به گفت و شنیدش نمی کنند

خونریز عشق بین که جگرگوشهٔ خلیل

آید به زیر تیغ و شهیدش نمی کنند

از نوحه مرد عرفی مجنون و اهل هوش

گوشی به نغمه های نَشیدش نمی کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۱دوش کز عشق تو، دل عیب سلامت می کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۲به باغ عشق تذرو طرب حزین میرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۳چنانکه در چمن روضه خس نمی گنجد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۴گر نیم قطره ز دهان سبو چکد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۵سرم ز وصل نهانی بلند خواهد شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۶از مرگ من آن عشوه نما را که خبر کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۷گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۸بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.