پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۹

دگر دلم ز می تازه مست می گردد

ر صیت مستی ام، آوازه مست می گردد

کلید میکده ها را به من دهید، که من

نه آن کنم که به اندازه مست می گردد

خراش نغمه دهد می، گمان مبر که دلم

به شامِ مشعله آوازه مست می گردد

چنان سرشتهٔ کیفیت ام که از نفسم

خمار بیخود و خمیازه مست می گردد

کدام قافله عزم دیار حسن نمود

که فتنه بر در دروازه مست می گردد

از آن شراب که مجنون فشاند بر لیلی

هنوز محمل و جمّازه مست می گردد

خراب زمزمهٔ تازهٔ توام عرفی

عقل از این نفس تازه مست می گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۱هرکس به روز نیک مرا غمگسار شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۲کو عشق کاز شمایل عقلم جنون چکد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۳به داغ کفر و دین در کوچه و بازار می باید
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۴ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۵کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۶کنون که دیده خریدیم، باغ ها گم شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۷تا چند به زنجیر خرد بند توان بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۸چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.