پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۵

ترسم از اهل ورع، شوق شرابم بکشند

به بهشتم بفریبند و به خوابم بکشند

در دم نزع اگر توبه ز می خواهم کرد

بهتر آن است که رندان به شرابم بکشند

من که بیزار نخواهم شدن از موی سفید

جای آن است که در عهد شبابم بکشند

چون ز آسیب شبیخون نتوانم جان برد

دارم امید نارفته به خوابم بکشند

سخنی در دلم آمد که اگر گفته شود

اهل تحقیق به ناپخته جوابم بکشند

بایزیدم که ان الحق به زبان می آرم

گو مریدان که همین دم به شتابم بکشند

عرفی از صومعه بگذار که بیرون آیم

گر پسندی که ز شوق می نابم بکشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۷چو مرغ سدره که در آشیان بیاساید
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۸آواره دلی کو روش خیر نداند
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۹به حکم عشق چو بر اهل صدق ره گیرند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۰عیدی چنین، که زاهد، اندوه دین ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۱آنجا که بخت بد به تقاضا غلو کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۲آن طره چون علم به سر دوش می زند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۳در ره سودای او، فرزانه در خون می رود
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۴به جهان چه کار سازم، که به ساختن نیرزد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.