پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۸

آواره دلی کو روش خیر نداند

پر آبله پایی که ره سیر نداند

عاشق هم از اسلام خراب است، هم از کفر

پروانه چراغ حرم و دیر نداند

زنهار مکاوید دلم، کاین مغ سرمست

آیین شر و قاعدهٔ خیر نداند

جز با دل عرفی نبرم نغمهٔ منصور

کیفیت این زمزمه را غیر نداند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۰عیدی چنین، که زاهد، اندوه دین ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۱آنجا که بخت بد به تقاضا غلو کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۲آن طره چون علم به سر دوش می زند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۳در ره سودای او، فرزانه در خون می رود
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۴به جهان چه کار سازم، که به ساختن نیرزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۵کسی کز فقر جوید کام، درویش کی ماند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۶لب حرف شفا گفت، دلِ سوخته تب کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۷مست عشق تو که میدان طلب از شیر شود
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.