پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

تا صبحدم به طرف چمن بی نقاب شد

شبنم چراغ انجمن آفتاب شد

تا لاله ی رخش به چمن بی نقاب شد

شبنم نگار شرم گل آفتاب شد

روشندلان زهمدمی هم مکدرند

آخر غبار خاطر آیینه آب شد

پاس نفس تو راست هوادار زندگی

از دم زدن شکسته اساس حباب شد

میگون لبی که در دلم آتش فکنده است

داغم که بی دماغ ز بوی کباب شد

گلی گل شکفت از می گلرنگ تا رسید

برقع گشودنش گل رفع حجاب شد

هر صبحدم به سرکشی خرج و دخل حسن

آیینه روزنامه ی آن آفتاب شد

از یاد زلف و روی تو ای رشک نوبهار

آهم چو شاخ سنبل و اشکم گلاب شد

افتاده عکس خال لبت در پیاله ام

آخر مرا دعای قدح مستجاب شد

تا شد محیط پرتو بدر تو صدر زین

گرداب نور حلقه ی چشم رکاب شد

تا شد غبار خط زبنا گوش او بلند

آیینه خانه ی دل نورس خراب شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸در چمن جلوه سرو قامت دلجو دهد
  2. شمارهٔ ۱۹۹دمی گر عکس آن مه پاره در آیینه ها ماند
  3. شمارهٔ ۲۰۰شمیم انگیز گلزاری که آن نسرین بدن باشد
  4. شمارهٔ ۲۰۱از خدنگ ناز جانان زخم پیکان کس ندید
  5. شمارهٔ ۲۰۲خاطر سیمین بران را خط مکدر می کند
  6. شمارهٔ ۲۰۳دشمنی با دل بی‌کینه نمی‌باید کرد
  7. شمارهٔ ۲۰۴تا جنون از طوق آن غبغب گریبانگیر شد
  8. شمارهٔ ۲۰۵به اقبال جنون آرام من سیماب می گردد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.