پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۵

نیسان فکند باز عرق بر عذارِگل

لؤلویِ آب دار نگر در کنار گل

درّاج و سار و فاخته و بلبل و تذرو

جمع آمدند بارِ دگر روزِ بارِ گل

دیوار و در گرفته و با چوب هایِ خار

چندین نگاه بان ز یمیمن و یسارِ گل

بی چاره عندلیب که روزی هزار بار

جانش به لب برآمده در انتظارِ گل

با این همه رقیب که بر گل گماشتند

یک دم نبود ایمن و فارغ ز کارِ گل

بلبل سر از خروش تهی کرده وز بخور

پر عطر کرده مغز گلابی بخارِ گل

گه باد بر چمن کند اوراقِ گل نثار

گه می کند سحاب لآلی نثارِ گل

چون روزگارِ ما که وفا با کسی نکرد

با عندلیب هم نکند روزگار گل

با ما زمانه در جدل از عمرِ بی ثبات

او نیز هم ز مدّتِ ناپایدارِ گل

از گل به یادگار تو ماندی نزاریا

آری همیشه خار بود یادگارِ گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۷رونق گرفت کارِ من از روزگارِ گل
  2. شمارهٔ ۷۷۸باد آمد و گشاد نقاب از رخانِ گل
  3. شمارهٔ ۷۷۹کرد آشکار بادِ بهاری نهانِ گل
  4. شمارهٔ ۷۸۰از تُتُق آمد برون خاتونِ گل
  5. شمارهٔ ۷۸۱اگر دورم از تو به آب و به گِل
  6. شمارهٔ ۷۸۲بلبل ز شاخِ سرو چو بر زد نوایِ گل
  7. شمارهٔ ۷۸۳مرا چو مست روان کرده بوده اند از اوّل
  8. شمارهٔ ۷۸۴دستِ من و دامنِ آلِ رسول
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.