پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۰

برخیز تا کنیم صبوحی هوای باغ

کز فیض ابر گشت منور فضای باغ

خوش وقتِ اهل فیض که بر گردن آورند

هر بامداد رخت سوی تخت جای باغ

در نیفه های غنچه نهادند نافه ها

تا مشک بیز کرد نسیمش هوای باغ

شادی روی آنکه به شادی علی الصباح

بر ما کند گشاده درِ دل گشای باغ

دهقان نگر که گه گه در تاب آفتاب

تا سی سه چار آب برد از برای باغ

الوان نعمتش دهد الحق جزای آنک

خاری به روزگار برآرد ز پای باغ

می نیست آب رز که مسیح است در خواص

انگور چیست مریم دوشیزه زای باغ

دیوار ها بلند چرا برکشیده اند

وز خار تیغ ساخته پرچین های باغ

تا هر زمان به گل نرسد دست ناصواب

از بیم زهر خار مخالف گزای باغ

خوار و خجل بماندی اگر داستان من

بر گوش بگذراندی دستان سرای باغ

آیا نزاریا بودت بخت آنکه باز

با دوستان صبوح کنی در سرای باغ

از بیرجند دورم و چون بی دلان مست

مشتاق بانگ بلبلم و مبتلای باغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۲مدعیان می نهند پای برون از گزاف
  2. شمارهٔ ۷۳۳بوی بهار می دهد باد صبا ز هر طرف
  3. شمارهٔ ۷۳۴دوستان آه از فراق آه از فراق
  4. شمارهٔ ۷۳۵به جفت چشم تو در جهان و ابرو طاق
  5. شمارهٔ ۷۳۶صراحی می زند بانگ اناالحق
  6. شمارهٔ ۷۳۷گر نسبت خرقه نبرد شیخ به صادق
  7. شمارهٔ ۷۳۸هر که نباشد چو من پس‌رو ارباب عشق
  8. شمارهٔ ۷۳۹ای پسر ار بگذری سوی خرابات عشق
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.