پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۴

دوستان آه از فراق آه از فراق

الغیاث از اشتیاق از اشتیاق

دفع غم را جز می استعداد نیست

کم ترک می افتد آن هم اتفاق

وقت وقتی جرعه ای گر می چشم

زهر می گردد ز تلخی در مذاق

سیر کرد از زندگانی غربتم

چند گردم در خراسان و عراق

صبر من بگریخت از غوغای عشق

هم چنان کز حمله ی تنّین براق

آه اگر دولت اجابت می دهد

وقت رجعت بگذرم همچون براق

گر نبینم آفتاب روی دوست

ماه امیدم بماند در محاق

بلعجب کاری و مشکل حالتی

دیده در غرقاب و تن در احتراق

قصه کوته کن نزاری بازگوی

دوستان آه از فراق آه از فراق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۶صراحی می زند بانگ اناالحق
  2. شمارهٔ ۷۳۷گر نسبت خرقه نبرد شیخ به صادق
  3. شمارهٔ ۷۳۸هر که نباشد چو من پس‌رو ارباب عشق
  4. شمارهٔ ۷۳۹ای پسر ار بگذری سوی خرابات عشق
  5. شمارهٔ ۷۴۰دبدبه ای می زنند بر سر بازار عشق
  6. شمارهٔ ۷۴۱دوش مرا پیش کرد قافله سالارِعشق
  7. شمارهٔ ۷۴۲مستیم از مبادیِ فطرت ز جامِ عشق
  8. شمارهٔ ۷۴۳ای خطبۀ سعادتِ کلّی به نامِ عشق
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.