پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۹

بوی بهشت می دمد از جویبار باغ

افکند سایه بر سر گل شاخسار باغ

طاووس سدره در طرب آید چو بشنود

آواز بلبل از سر سرو و چنار باغ

آب حیات و حله فردوس حاصل است

اینک نگاه کن به میان و کنار باغ

حوضش چو ‌کوثر است و گل و سبزه چون حُلل

اینک بهشت نقد ببین در جوار باغ

اموات را به رایحه احیا همی کند

چون ساغر طهور می خوشگوار باغ

بر سبزه بین که چون گل بادام می کند

پیرانه سر به روز جوانی نثار باغ

می زیبد ار ز عالم بالا کند نصیب

رضوان خلد را که بود استوار باغ

زاهد اگرچه صایمِ دهر ست و متّقی

نبود حلال خواره چو مرسوم خوار باغ

انگور مریم است به معنی و می مسیح

رز پرورنده کیست دگر حق گزار باغ

پیرست باغبان و نزاری مرید او

ما هر دو لایقیم به تکلیفِ کار باغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۱دلی می خواهم از هر کار فارغ
  2. شمارهٔ ۷۳۲مدعیان می نهند پای برون از گزاف
  3. شمارهٔ ۷۳۳بوی بهار می دهد باد صبا ز هر طرف
  4. شمارهٔ ۷۳۴دوستان آه از فراق آه از فراق
  5. شمارهٔ ۷۳۵به جفت چشم تو در جهان و ابرو طاق
  6. شمارهٔ ۷۳۶صراحی می زند بانگ اناالحق
  7. شمارهٔ ۷۳۷گر نسبت خرقه نبرد شیخ به صادق
  8. شمارهٔ ۷۳۸هر که نباشد چو من پس‌رو ارباب عشق
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.