پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۵

بیا که فصل ربیع است و وقت عیش و نشاط

چو سبزه باز بگستر میان باغ بساط

به بوستان ز برای تفرج عشاق

عروس نامیه را جلوه می دهد مشاط

ز بس شقایق گویی خزانه دار فلک

به گرد دامن کهسار می کشد سقلاط

بیار باده که بر اتفاق حالت ما

فرشتگان سماوات می کنند نشاط

شراب می خورم و راست می روم فارغ

تو نیز راست رو و مست بر گذر ز صراط

خطیب شرم ندارد نشسته بر سر چوب

زبان به هرزه درایی گشاده چون وطواط

خرابه‌ ی دلِ اهل دلی کنی معمور

فریضه تر که بسازی هزار حوض و رباط

اگر طهارت باطن کنند اولاتر

که در عبادت ظاهر همی کنند افراط

محققان به جمال عیان علی التحقیق

نظر کنند و دگرها به وجهِ استنباط

مرا عوام به سنگ ملامت و شنعت

چنان زنند که قاروره بر عدو نفّاط

ولی چه سود که بر قامت نزاری دوخت

قبای شیفته رایی زمانه خیاط

مگر به طلعت لیلی وگرنه بر ناید

علاج یک دل مجنون به دست سد بقراط

که می کشد خط چون مشک بر عذار چو سیم

هزار بوسه دهم بر خط چنان خطاط

ز بهر درد سر خشک مغز عشاق است

وگرنه مشک به گل بر چه می کنند اخلاط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۷بیا که می کند از مشرق آفتاب طلوع
  2. شمارهٔ ۷۲۸خروس بانگ برآورد و صبح کرد طلوع
  3. شمارهٔ ۷۲۹بوی بهشت می دمد از جویبار باغ
  4. شمارهٔ ۷۳۰برخیز تا کنیم صبوحی هوای باغ
  5. شمارهٔ ۷۳۱دلی می خواهم از هر کار فارغ
  6. شمارهٔ ۷۳۲مدعیان می نهند پای برون از گزاف
  7. شمارهٔ ۷۳۳بوی بهار می دهد باد صبا ز هر طرف
  8. شمارهٔ ۷۳۴دوستان آه از فراق آه از فراق
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.