پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۷

آمد بر من نگار من دوش

افکنده دو زلف شست بر دوش

با من به عتاب و ناز می گفت

ای کرده وفا و عهد فرموش

گویی ز کجایی و چرایی

با مدعیان ما هم آغوش؟

من می‌خورم از تو زهر غصه

تو می به خلاف من کنی نوش

تقصیر نمی‌کنی چو مردان

در نقض وفا و عهد می‌کوش

شرمت نبود ز من زهی چشم؟

دردت نکند سخن زهی گوش؟

گفتم سخنان تلخ گفتن

حیف است از آن لب شکر نوش

دستانِ چنین مبند بر من

بهتانِ چنین مگوی، خاموش!

دشمن چو خلاف دوستان است

بر ما سخن رقیب منیوش

ور نیز ز ما خیانتی رفت

دامان عنایتی بر آن پوش

از خواب در آمدم چو مستی

مستی و چه مست رفته از هوش

دل گفت به من که ای نزاری

اسرار نگاه دار و مخروش

در خواب خیال‌های مشکل

بینند مولِّهانِ مدهوش

نقدی ست گران‌بها که دیدی

ارزان ارزان به هیچ مفروش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۹سرمست درآمد ز درم نیمه شبی دوش
  2. شمارهٔ ۷۱۰ای دل از گردش ایام مخالف مخروش
  3. شمارهٔ ۷۱۱نگارا پری زاده ای یا سروش
  4. شمارهٔ ۷۱۲به گوش هوش شنیدم که بر زبان سروش
  5. شمارهٔ ۷۱۳بیا جانا جهان بر من بمفروش
  6. شمارهٔ ۷۱۴بهشت است خمخانه می فروش
  7. شمارهٔ ۷۱۵آن موی بریده بر بنا گوش
  8. شمارهٔ ۷۱۶ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.