پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۳

مشتری و زهره در عین قران بوده ست دوش

بوسه و می تا سحر با هم روان بوده‌ست دوش

طالع سعد از از وبال آمد برون گویی که باز

در معارج با سعادت هم عنان بوده‌ست دوش

عارض خوبش که همچون صبح روشن آفتاب

در شب تاریک زلفینش نهان بودست دوش

بی غبار ابر تاریکِ رقیب تیره روی

تا سحر خورشید مجلس در میان بوده‌ست دوش

از لب جام لبالب قوّتِ دل تا به روز

وز لب ساقی پیاپی قوت جان بوده‌ست دوش

عاشق و معشوق مست و کرده در آغوش دست

آب و آتش ممتزج در یک مکان بوده‌ست دوش

از عرق چینش نسیمی با صبا همراه شد

باد ازین جا در چمن عنبر فشان بوده‌ست دوش

غنچه دلتنگ از رشک صبا زد قرطه چاک

بلبل بیچاره در تشویش از آن بوده‌ست دوش

خضر چون بودست بر سر چشمه‌ء آب حیات

بر لب کوثر نزاری همچنان بوده‌ست دوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۵کمند است آنکه افکنده‌ست بر دوش
  2. شمارهٔ ۷۰۶با شمع درآمد از درم دوش
  3. شمارهٔ ۷۰۷آمد بر من نگار من دوش
  4. شمارهٔ ۷۰۸ای لبت عقلم به غارت داده دوش
  5. شمارهٔ ۷۰۹سرمست درآمد ز درم نیمه شبی دوش
  6. شمارهٔ ۷۱۰ای دل از گردش ایام مخالف مخروش
  7. شمارهٔ ۷۱۱نگارا پری زاده ای یا سروش
  8. شمارهٔ ۷۱۲به گوش هوش شنیدم که بر زبان سروش
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.