پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۲

ز دست مدعیان یک زمانکی شبِ دوش

شرابکی دو سه در خدمتت نکردم نوش

به روزگار شبی دیگر اتفاق افتد

که پای بوس تو حاصل کنیم و دست آغوش

بر آتش جگرم ریز یک دم آب وصال

کز اندرون وجودم به سر برآمد جوش

قبا مکن چو گریبان غنچه پرده ی من

که همچو بلبل مستم در آوری به خروش

غم تو هرچه درآیم که با تو برگویم

شکیب می نهد انگشت بر لبم که خموش

چه باک اگر ز پسم مدعی جفا گوید

منت به پیش برم چون غلام حلقه به گوش

بیا که عمر گرامی برفت یار عزیز

مکن سعادت امشب مده ز دست چو دوش

بیار باده صافی که با تو در رمضان

فرو برد به صفا صوفی مرقع پوش

نخست خود بخور آن گه به دوست کامی پر

بده به دست نزاری و بر فلک زن دوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۴پیر خرابات به من گفت دوش
  2. شمارهٔ ۷۰۵کمند است آنکه افکنده‌ست بر دوش
  3. شمارهٔ ۷۰۶با شمع درآمد از درم دوش
  4. شمارهٔ ۷۰۷آمد بر من نگار من دوش
  5. شمارهٔ ۷۰۸ای لبت عقلم به غارت داده دوش
  6. شمارهٔ ۷۰۹سرمست درآمد ز درم نیمه شبی دوش
  7. شمارهٔ ۷۱۰ای دل از گردش ایام مخالف مخروش
  8. شمارهٔ ۷۱۱نگارا پری زاده ای یا سروش
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.