پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۰

هزار یادِ سرِ پنجۀ نگارینش

هزار یادِ بناگوش و عِقدِ پروینش

کنار من شود از اشک تا میان پرخون

چو یادم آید از آن پنجۀ نگارینش

ز بس تپیدنِ دل چون گِره شوم درهم

چو یادم آید از آن زلفِ عنبر آگینش

ز دیده زر طبقِ روی در گهر گیرم

چو یادم آید از آن سینه هایِ سیمینش

چو نافِ آهویِ چین در دلم بسوزد خون

چو یادم آید از آن طرّه هایِ پرچینش

نسیمِ پیرهنِ یوسفم رسد به دماغ

چو یادم آید از آن نکهتِ عرق چینش

برآیدم به دماغ آتش از حرارتِ مهر

چو یادم آید از آن غمزه هایِ پرکینش

شود رخِ چو زریرم ز اشکِ سیم اندود

چو یادم آید از آن حلقه هایِ زرّینش

از آبِ شور سرم گریه تر کند دامن

چو یادم آید از آن خنده هایِ شیرینش

هزار بار برآید ز غصّه جان به لبم

چو یادم آید از آن رسم و راه و آیینش

همین خوش است که از وقتِ یاد کردنِ دوست

خوش است وقتِ نزاریِ زارِ مسکینش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۲ز دست مدعیان یک زمانکی شبِ دوش
  2. شمارهٔ ۷۰۳مشتری و زهره در عین قران بوده ست دوش
  3. شمارهٔ ۷۰۴پیر خرابات به من گفت دوش
  4. شمارهٔ ۷۰۵کمند است آنکه افکنده‌ست بر دوش
  5. شمارهٔ ۷۰۶با شمع درآمد از درم دوش
  6. شمارهٔ ۷۰۷آمد بر من نگار من دوش
  7. شمارهٔ ۷۰۸ای لبت عقلم به غارت داده دوش
  8. شمارهٔ ۷۰۹سرمست درآمد ز درم نیمه شبی دوش
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.