پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۶

خدایا ازین مسکراتم ببخش

به مردانِ خود سیّئاتم ببخش

چو بس تشنۀ رحلتم ای کریم

گران شربتی ز آن فراتم ببخش

چو خاصانِ مخلص به آزادگی

ز دیوانِ خود یک براتم ببخش

به کشتیِ نوحِ عنایت درون

ز طوفانِ غفلت نجاتم ببخش

چو زین قلزمم داده باشی نجات

ز گردابۀ مهلکاتم ببخش

چو فرزین اگر چند کژ رفته ام

تو رحمت کن از شاه ماتم ببخش

تو آورده ای و تو پرورده ای

خطای نفوس و ذواتم ببخش

خلاصم ده از بت پرستیِ خود

به الّا الله از لایِ لاتم ببخش

مرا خوش روان کن چو خوش داشتی

به یک لمحۀ التفاتم ببخش

از آن پیش کز پس درآید اجل

برون بر ازین مشکلاتم ببخش

قسم بر تو استغفرالله لک

به فضلت که پیش از وفاتم ببخش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۸مسکین دلِ بی چاره کز دست بشد کارش
  2. شمارهٔ ۶۸۹فکن ای بخت یک ره استخوانم زیرِ دیوارش
  3. شمارهٔ ۶۹۰که می آرد به دل پیغامِ یارش
  4. شمارهٔ ۶۹۱هنوز اگرچه جفا دیده می روم ز برش
  5. شمارهٔ ۶۹۲کیست شیخ الوقت تا فریاد دارم بر درش
  6. شمارهٔ ۶۹۳فرخنده روزگارِ گدایانِ خارکش
  7. شمارهٔ ۶۹۴معطّرست دماغم ز بوی ِ یرلیکش
  8. شمارهٔ ۶۹۵هیهات نزاری بنگر بوسه ستانش
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.