پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۷

ای دلِ دریا نشین گوهرِ دریا مپاش

در قدمِ بی قدم لؤلؤ لالا مپاش

سدره طلب باش نه سخرۀ دنیایِ دون

از مژه ها در ثری عِقدِ ثریّا مپاش

برزگرِ عشق باش نیک و پژوهیده کار

آب به هر جو مبر تخم به هر جا مپاش

لایقِ بی دیدگان نیست نثارِ دُرت

هر چه به دست آیدت بر سرِ این ها مپاش

حکمِ حق و مستحق نیک نگه دار هان

تخمِ چنان تخمه یی هرزه به صحرا مپاش

بر سرِ پاکان حق در رهِ نیکانِ دین

تیغ به عمیا مزن خاک به عمدا مپاش

چشمۀ خضرست خم زادۀ چشمه مسیح

خاکِ تعصب در آن چشمۀ خضرا مپاش

کیست که فرعون را گوید کای بی خبر

گَردِ سرِ کویِ کفر بریدِ بیضا مپاش

ای همه تو ما که ایم هیچ و همه تو و لیک

خرمنِ امّیدِ ما بر دمِ نکبا مپاش

کیست نزاری که او لافِ محبّت زند

چینۀ بنجشک گو از پیِ عنقا مپاش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۹جمالِ رویِ هم چون آفتابش
  2. شمارهٔ ۶۸۰چو صرف شد همه اوقاتِ عمر در طلبش
  3. شمارهٔ ۶۸۱وَه وَه از جانِ به لب آمده بر بویِ لبش
  4. شمارهٔ ۶۸۲ز گردِ چشمۀ حیوان برآمده ست نباتش
  5. شمارهٔ ۶۸۳درونِ سینه یی دارم پر آتش
  6. شمارهٔ ۶۸۴دوست می دارم خمارِ چشم مستش
  7. شمارهٔ ۶۸۵که را کشتند دی چشمانِ مستش
  8. شمارهٔ ۶۸۶خدایا ازین مسکراتم ببخش
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.