پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۹

زبان تیز دارم همچو الماس

ز الماسم بترسید ایّهاالناس

ملامت تا به کی خواهم کشیدن

ازین مشتی خطا بینان نسناس

خدنگ آه من از چرخ بگذشت

چو تیز ناوک از اوراق قرطاس

دوای درد من داند طبیبی

که فربه بازبشناسد ز آماس

چه داند آن‌که از دکّان عطّار

نداند فرق کردن خانه کنّاس

تواند مرده زنده کرد هرگز

فسرده هم چو روح‌الله به انفاس

فروافتاد تشتِ نام و ننگم

ز بام گنبد این نیل گون آس

صدای عشقم از صندوق گردون

برآمد تا فتاد این مهره در تاس

مرا در بزم فطرت عشق در حلق

دمادم ریخته کاس از پی کاس

اگر مستی کنم بر من مکن عیب

ز مستی من ای هشیار مهراس

برآوردم درون خنب غسلی

فرو شستم وجود از چرکِ ادناس

غلام مرد دهقانم چه بودی

که بر خم‌خانه شب می‌داد می پاس

نزاری خوشه‌چین خرمن اوست

اگر پشتش شود چون ماه نو داس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۱زاهد مخمور را راهِ مناجات بس
  2. شمارهٔ ۶۶۲آخر ای نامهربان فریادرس
  3. شمارهٔ ۶۶۳رخ بنما ای صنم پرده فکن یک نفس
  4. شمارهٔ ۶۶۴تویی یار دیرینهٔ هم‌نفس
  5. شمارهٔ ۶۶۵عاشق ازین شیوه نگشته ست کس
  6. شمارهٔ ۶۶۶هلال ابروانش بین مقوّس
  7. شمارهٔ ۶۶۷دریغ صحبت یاران و دوستان انیس
  8. شمارهٔ ۶۶۸یک امشبی که درافتاده‌ای بیا خوش باش
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.