پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۰

ای صنمِ خرگهی خیمه برون زد بهار

گر ز جهان آگهی بادۀ نوشین بیار

خیز به بستان خرام باده همی خور مدام

گشته جهانی به کام دست ز شادی مدار

در دلِ لاله ز باد عنبرِ سارا فتاد

دستِ صبا چون گشاد نافۀ مشکِ تتار

ای پسرِ سیم تن گشت شکفته سمن

وز خوشی آخر چمن زار شد و مستعار

خیز نزاری و شو باغ نو و یارِ نو

نغمۀ مرغان شنو از سرِ هر شاخ سار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۲باغ چو دیباوشی‌ست در قدم نوبهار
  2. شمارهٔ ۶۰۳فراموش کردم بلاد و دیار
  3. شمارهٔ ۶۰۴تا تو را عشق به کلّی نکند زیر و زبر
  4. شمارهٔ ۶۰۵غمِ جانانۀ ما بر دلِ ما اولاتر
  5. شمارهٔ ۶۰۶بهر لِلّه امشب ای بادِ سحر
  6. شمارهٔ ۶۰۷ای دل اگر عاشقی از سرجان درگذر
  7. شمارهٔ ۶۰۸بی‌دوست این منم که چنین می‌برم به سر
  8. شمارهٔ ۶۰۹وقت وقتی گر شوم شوریده‌سر
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.