پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۵

غمِ جانانۀ ما بر دلِ ما اولاتر

دلِ دیوانۀ ما بندِ بلا اولاتر

هر وفایی که نه با دوست به اخلاص کنی

جور لایق‌تر از آن است و جفا اولاتر

گر مسلمانی و گر گبر ریا واجب نیست

کافری کردنِ مطلق ز ریا اولاتر

کعبه جستن به ریا کافریِ پنهانی‌ست

بت پرستیدن پیدا به صفا اولاتر

لوحِ وسواس چه خوانی چو قلم بشکستند

حکم کز دستِ قضا رفته رضا اولاتر

عاشقان را که ز اسلام و سلام آزادند

روی در قبلۀ جان پشت دوتا اولاتر

عقل با عشق مصاحب نتواند بودن

پنبه از آتشِ سوزنده جدا اولاتر

ذوالفقارِ کفِ حیدر به شبان لایق نیست

شک نباشد که شبان هم به عصا اولاتر

زاهد و صومعه ورند و خراباتِ مغان

عاشق و عشق‌سزا هم به سزا اولاتر

نقدِ هر کان به مکانی دگر اولا باشد

زر به مخلوق و نزاری به خدا اولاتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۷ای دل اگر عاشقی از سرجان درگذر
  2. شمارهٔ ۶۰۸بی‌دوست این منم که چنین می‌برم به سر
  3. شمارهٔ ۶۰۹وقت وقتی گر شوم شوریده‌سر
  4. شمارهٔ ۶۱۰دل از دست دادم به پیرانه سر
  5. شمارهٔ ۶۱۱یار با ما نه چنان بود که هر بارِ دگر
  6. شمارهٔ ۶۱۲هرگز گمان مبر که کنم با تو دل دگر
  7. شمارهٔ ۶۱۳آخر مرا به جایِ تو باشد کسی دگر
  8. شمارهٔ ۶۱۴روزی به ما رجعت کند آن مشتری سیما مگر
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.