پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۲

باغ چو دیباوشی‌ست در قدم نوبهار

نالۀ مرغان خوش است بر رخِ گُل زار‌ زار

چون ز نسیمِ صبا گشت معطّر هوا

فاخته شد با نوا بر سرِ هر کوه‌سار

خیز و دو سه باده‌خور پردۀ خود را بدر

پس کن ای خوش پسر راز نهان آشکار

از طربِ بلبلی خفته به زیرِ گلی

مست چو لایعقلی خرمنِ گل در کنار

عیش همین یک نفس باش نزاری و بس

در رهِ دیگر هوس خاصه به فصلِ بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۴تا تو را عشق به کلّی نکند زیر و زبر
  2. شمارهٔ ۶۰۵غمِ جانانۀ ما بر دلِ ما اولاتر
  3. شمارهٔ ۶۰۶بهر لِلّه امشب ای بادِ سحر
  4. شمارهٔ ۶۰۷ای دل اگر عاشقی از سرجان درگذر
  5. شمارهٔ ۶۰۸بی‌دوست این منم که چنین می‌برم به سر
  6. شمارهٔ ۶۰۹وقت وقتی گر شوم شوریده‌سر
  7. شمارهٔ ۶۱۰دل از دست دادم به پیرانه سر
  8. شمارهٔ ۶۱۱یار با ما نه چنان بود که هر بارِ دگر
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.