پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۱

ما را به سرِ کویِ خرابات برآرید

این کارِ مهم تر ز مهمّات بر آرید

گو مدّعیان از سرِ تشنیع و شماتت

شوری ز میان خانۀ طامات بر آرید

این پیرِ ملامت زده را سلسله در حلق

خلقی ز پی اش گردِ محلّات بر آرید

و آن گه به سرِ دارانا الحق چو حسینش

بر موجبِ محضر به سجلّات بر آرید

امروز ملامت که چنین منکر عشقید

فردای قیامت همه هیهات برآرید

ای بی خبران تا به درآیید ز خلقی

یک سر به خدا دستِ مناجات برآرید

گردن مکشید از لگدِ عشق به تسلیم

وز چاهِ طبیعت سرِ مافات برآرید

از اهلِ هُدا عذرِ محاکات بخواهید

و آن گه سرِ همّت به سماوات برآرید

پایی به وفا در رهِ اخلاص بکوبید

دستی به صفا گردِ موالات برآرید

از خود به درآیید و ملاقات ببینید

تسلیم بباشید و مرادات برآرید

دست از من و ما و خودیِ خویش بدارید

دود از هبل و برهمن و لات برآرید

یا بر گهرِ سفتۀ من عیب مگیرید

یا زین دُرر را ز بحرِ مجابات برآرید

گر پندِ نزاری بنیوشید سرِ فخر

از ذروۀ گردون به مباهات برآرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۳مرا نماز نبوده ست هوش یار به عید
  2. شمارهٔ ۵۹۴زان گوشۀ دهن که شکر می کنی نثار
  3. شمارهٔ ۵۹۵باز اوفتاد در سرم از عشق خار خار
  4. شمارهٔ ۵۹۶ز دوستانِ قدیمی نظر دریغ مدار
  5. شمارهٔ ۵۹۷ساقیا تا خاطرم گیرد قرار
  6. شمارهٔ ۵۹۸به هیچ بندگیی گرچه نیستم در کار
  7. شمارهٔ ۵۹۹هم چنین عمری ست تا دیوانه وار
  8. شمارهٔ ۶۰۰ای صنمِ خرگهی خیمه برون زد بهار
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.