پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

جای گنج است کنج خانهٔ ما

نقد وقت است در خزانة ما

راح بستان که روح قدس به فخر

می نهد سر بر آستانهٔ ما

تا کند مستی و برون آید

جرعه ای از می شبانهٔ ما

طبق سیم و زر اگر نبود

چه خلل در شرابخانهٔ ما

خم دهقان همیشه می دارد

به زر و سیم بر چمانهٔ ما

خوش بود یک زمان که هیچ زمان

نبود خوشتر از زمانهٔ ما

پادشاهی به ما رسید که باز

باز آمد به دستوانهٔ ما

نه که خود باز را نشیمن گاه

بود پیوسته آشیانهٔ ما

دین و دنیا به نزد ما دو زنند

سه طلاقند هر دوگانهٔ ما

ابلهان اهل جنّت اند اکثر

تو ندانی در ابلهانهٔ ما

تیر می افکن و کمان می پوش

بی نشانی بود نشانهٔ ما

بشنو ای یار از نزاری زار

زاری ما و زاریانهٔ ما

دمِ او گرچه دام مرغان است

نیست هر مرغ مرد دانهٔ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸مرا دلی ست ز تیمار بی دلی در وا
  2. شمارهٔ ۵۹کار ما بیرون شد از ساز و نوا
  3. شمارهٔ ۶۰گذشت بر سرم از دست دل قیامت‌ها
  4. شمارهٔ ۶۱بسیار عمرها و بسی روزگارها
  5. شمارهٔ ۶۲جام پر جان کن بیاور ساقیا
  6. شمارهٔ ۶۳در خرابات گدایان ز سر ناز میا
  7. شمارهٔ ۶۴ای جانِ به لب رسیده بشتاب
  8. شمارهٔ ۶۵در سِتر ابر چند توان داشت آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.