پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۳

هر که با سابقان قدم سپرد

هر دو عالم به یک درم نخرد

گو جهان بر خلاف مذهب باش

موقن البته هیچ غم نخورد

غلط احول است قرابه

بود و نابود را به هم شمرد

به همه حال هست مطلق را

نیست بیند چو از عدم نگرد

عقل چون زخم امتحان خورده است

بر سر کوی عشق کم گذرد

سخره دل مشو که نفس شریف

از فرومایگان ستم نبرد

پیش ما خود نزار یا نسزد

هر که با سابقان قدم سپرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۵حلقم بگیرد آن دم اگر شاد بگذرد
  2. شمارهٔ ۴۳۶آخرت وقتی به عمری یاد ما بایست کرد
  3. شمارهٔ ۴۳۷چو بلبل دگر باره آواز کرد
  4. شمارهٔ ۴۳۸عشق تو در خرابه جانم نزول کرد
  5. شمارهٔ ۴۳۹یارم ز در درآمد و بر من سلام کرد
  6. شمارهٔ ۴۴۰وداع یار گرامی نمی توانم کرد
  7. شمارهٔ ۴۴۱وداع یار گرامی نمی توانم کرد
  8. شمارهٔ ۴۴۲نگه به قول خرد زین سپس نخواهم کرد
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.