پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

ساقی ز بامداد روان کن کئوس را

تا گردنان نهند به پیشت رئوس را

زنگار غم به صیقل می بستر از پگاه

صفوت چنین دهند ذوات و نفوس را

وقت سحر چو بانگ برآرد خروس صبح

تو نیز هم به بانگ درآور خروس را

کنج فراغ گیر که در کاینات نیست

شایسته تر ز می کده جایی جلوس را

زنهار می مده به گرانان تندخوی

بوسه چه لایق است و موافق دبوس را

از محتسب مترس که او نیز می‌خورد

عاقل به خویشتن ندهد ره فسوس را

مالک کند به حشر مکافات محتسب

رستم دهد جزا به سزا اشکبوس را

منسوخ کرد شیره رز در معالجت

سغمونیا و تربد و مقل و فلوس را

تا می فروش رام تو باشد نزاریا

یک جو مخر زمانه تند شموس را

فرمان نبرد و پی رو رای و قیاس شد

در خام از آن گناه گرفتند توس را

خودبین مباش و باد مینداز در دماغ

غیرت شجاع راست نه طبل و نه کوس را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶ای پیک مشتاقان بگو این بی دل مشتاق را
  2. شمارهٔ ۲۷در عشق اعتبار منه صلح و جنگ را
  3. شمارهٔ ۲۸ساقی بیار از بامداد آن آب آتش رنگ را
  4. شمارهٔ ۲۹عشق پیدا می‌کند تنها مرا
  5. شمارهٔ ۳۰مگر حبیب کند چاره، عن‌قریب مرا
  6. شمارهٔ ۳۱تا می نمی خورم غمِ دل می خورد مرا
  7. شمارهٔ ۳۲تا می نمی خورم غمِ دل می خورد مرا
  8. شمارهٔ ۳۳یقینم که ضایع نماند مرا
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.