پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

تشنه ام ساقی بیاور کاس را

بیش نشنو قول هر نسناس را

تو بگردان دور خود دور زمان

گو بگردان بر سر ما آس را

بامدادان بر سر ما کن سبک

سرگران بر لب کشیده کاس را

تا مگر جانی دهد دل مرده را

یا مگر دفعی کند وسواس را

کس نیارد همچو ما در رزم عشق

طاقت پیکان چون الماس را

پیش تیر ناوک چشمان مست

حد خفتان کی بود قرطاس را

چون نمی‌آید به دستم یار جنس

لاجرم بر هم زنم اجناس را

تا نباید منت منعم کشید

زان سبب بگزیده‌ام افلاس را

می‌کند روشن نزاری عالمی

چون برآرد از دوات انقاس را

مالکی باشد که از روی حسد

معترض باشد مسیح انفاس را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵ره نباشد در حریم عشق هر اوباش را
  2. شمارهٔ ۲۶ای پیک مشتاقان بگو این بی دل مشتاق را
  3. شمارهٔ ۲۷در عشق اعتبار منه صلح و جنگ را
  4. شمارهٔ ۲۸ساقی بیار از بامداد آن آب آتش رنگ را
  5. شمارهٔ ۲۹عشق پیدا می‌کند تنها مرا
  6. شمارهٔ ۳۰مگر حبیب کند چاره، عن‌قریب مرا
  7. شمارهٔ ۳۱تا می نمی خورم غمِ دل می خورد مرا
  8. شمارهٔ ۳۲تا می نمی خورم غمِ دل می خورد مرا
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.