پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

عشق پیدا از نهان لایق‌ترست

زآن که تحقیق از گمان لایق‌ترست

زن بود با رنگ و بوی ای بُل هوس

مرد بی‌نام و نشان لایق‌ترست

عاقلان با عاقلان، دیوانه را

صحبت دیوانگان لایق‌ترست

پادشاهی کار هر بیچاره نیست

روستایی پاسبان لایق‌ترست

سر نمی‌مالیم در بالین یار

روی ما بر آستان لایق‌ترست

عاقلان دیوانه می‌خوانندمان

خود نزاری را چنان لایق‌ترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸آن را که در فراق صبوری میسرست
  2. شمارهٔ ۲۲۹چه عیش‌ها دگر اصحاب را کزین سفرست
  3. شمارهٔ ۲۳۰گرچه در روح صبا مطلق حیاتی دیگرست
  4. شمارهٔ ۲۳۱بر جمال دوست ما را وجد و حالی دیگرست
  5. شمارهٔ ۲۳۲مرا عشق جانانه‌ای دیگرست
  6. شمارهٔ ۲۳۳نور رخ تو صاف‌تر از چشمهٔ خورست
  7. شمارهٔ ۲۳۴یار ما را همچو روح الله دمی جان‌پرورست
  8. شمارهٔ ۲۳۵هر دل که ز مهر غرق نورست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.