پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۴

یک نفس با همدمی از هردو عالم خوش ترست

کنج خلوت خانه ای از ملکت جم خوش ترست

صحبت نامحرمان ناخوش تر از جان کندن است

آه از محرم که او جان یارمحرم خوش ترست

گرچه ما تنها نشینانیم و تنهائی خوش است

لیک گر یاری بود با یارهمدم خوش ترست

ساقیا رطل دمادم برزن و دم برمزن

کز طریق بیخودی رطل دمادم خوش ترست

یک قدح صاف صبوحی خوش تر از ملک دو کون

ور همه یک کوزه ی دردی بود هم خوش ترست

سوگوارانیم کز مشرق به ارض افتاده ایم

مرد عشرت نیستیم اینجا که ماتم خوش ترست

غم به ما شاد است و ما دیوانگان عالمیم

شادی دیوانگان ، دیوانه خرّم خوش ترست

عاشقانِ بی غرض خوانند مارا لاجرم

نیک با بد بهتر است و نوش با سم خوش ترست

مرهم جان نزاری زخم باید زخم عشق

زخم کز بازوی عشق آید ز مرهم خوش ترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۶عشق پیدا از نهان لایق‌ترست
  2. شمارهٔ ۲۲۷گوش بر آواز و چشمم بر درست
  3. شمارهٔ ۲۲۸آن را که در فراق صبوری میسرست
  4. شمارهٔ ۲۲۹چه عیش‌ها دگر اصحاب را کزین سفرست
  5. شمارهٔ ۲۳۰گرچه در روح صبا مطلق حیاتی دیگرست
  6. شمارهٔ ۲۳۱بر جمال دوست ما را وجد و حالی دیگرست
  7. شمارهٔ ۲۳۲مرا عشق جانانه‌ای دیگرست
  8. شمارهٔ ۲۳۳نور رخ تو صاف‌تر از چشمهٔ خورست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.