پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

دیر شد تا در سرم سودای تست

دل به صد جان واله و شیدای تست

چشم شب بیدار خون پالای من

بی قرار از نرگس شهلای تست

سرو بالای تو طوبای من است

بل بلای جان من بالای تست

لولوی لالاست دو لعل لبت

بل که لولو کم ترین لالای تست

جز تو با تو در نمی گنجد کسی

گر بهشتی هست خلوت جای تست

چون دو می بینی دویی در کثرت است

هم تو باشی گر کسی هم تای تست

آفتاب از پرتو شمع رخت

راست چون پروانه ناپروای تست

هر که را در سینه سوزی معنوی ست

عاشق روی جهان آرای تست

سد هزار آسیمه سر بر بوی وصل

چون نزاری عاشق شیدای تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴قبله ی روحانی ما روی تست
  2. شمارهٔ ۲۰۵هر که از می توبه خواهد کرد تایب شد نخست
  3. شمارهٔ ۲۰۶آخر دور ظلم و بیدادست
  4. شمارهٔ ۲۰۷گر تو نامحرمی ای یار بدار از ما دست
  5. شمارهٔ ۲۰۸دستم نمی دهد که بدارم ز یار دست
  6. شمارهٔ ۲۰۹پیر ما نعره زنان کوزه ی دردی در دست
  7. شمارهٔ ۲۱۰وقت گل جام مروق نتوان داد از دست
  8. شمارهٔ ۲۱۱به روزگار شبی گر دهد وصالم دست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.