پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

ای من غلام آنکه غلام غلام توست

در آرزوی جرعه ی جام مدام توست

جام جهان نمای جم و چشمه ی خضر

گر راست بشنوند زمن عکس جام توست

بر مقدم تو گر برود گو برو سرم

سرهای گرد نان جهان زیر گام توست

گر شد دل رمیده ی من رام عشق تو

نبود عجب که توسن افلاک رام توست

هرگز نه ممکن است که خواهد خلاص یافت

هر دل که قید سلسله ی همچو دام توست

جایی دگر کدام و پناهی دگر کجا

اینش نه بس که در حرم اهتمام توست

گر بگذرد نزاری بر یاد خاطرت

او را تمام اگر چه که او ناتمام توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱گر بدانی چه در قنینه ی توست
  2. شمارهٔ ۲۰۲دیر شد تا در سرم سودای تست
  3. شمارهٔ ۲۰۳ای دل بدان که درد دل تو دوای تست
  4. شمارهٔ ۲۰۴قبله ی روحانی ما روی تست
  5. شمارهٔ ۲۰۵هر که از می توبه خواهد کرد تایب شد نخست
  6. شمارهٔ ۲۰۶آخر دور ظلم و بیدادست
  7. شمارهٔ ۲۰۷گر تو نامحرمی ای یار بدار از ما دست
  8. شمارهٔ ۲۰۸دستم نمی دهد که بدارم ز یار دست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.