پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲۰

مردم ز عشق رویت رحمی کن ار توانی

جان بخش مرده‌ای را زان آبِ زندگانی

از چشمه حیاتت گر قطره‌ای بنوشم

ایمن شوم ز مردن چون خضر جاودانی

عیسی به معجزِ دم می‌کرد مرده زنده

تو گر قیاس گیری در خاصیت همانی

تو مریم حیاتی گر معجزات خواهی

صد مرده در زمانی از لب به جان رسانی

وصلت ز پای جانم بندی نمی‌گشاید

یک ره بگیر دستم چندم به سر دوانی

شست جفا گشادی کردی نشانه گاهم

به زین نشانه‌ای کن تا کی ز بی‌نشانی

هستم سگی ز کویت جز دامنت نگیرم

از پیش اگر برانی وز پس اگر بخوانی

چون آستین ببوسد دستت برایِ بویت

گر دامن از نزاری صد ره فرو فشانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲۲گر از دفترِ عشق رمزی بخوانی
  2. شمارهٔ ۱۳۲۳گر ز دردِ دلِ من یک ورقی برخوانی
  3. شمارهٔ ۱۳۲۴اگر ز قصه ی ما یک ورق فرو خوانی
  4. شمارهٔ ۱۳۲۵دوزخِ دنیاست تاویلِ فراقِ آن جهانی
  5. شمارهٔ ۱۳۲۶باز آمده‌ام تشنه لبی خشک دهانی
  6. شمارهٔ ۱۳۲۷با تو رازی‌ست مرا از دگران پنهانی
  7. شمارهٔ ۱۳۲۸مست و شوریده چنانم که ز بی خویشتنی
  8. شمارهٔ ۱۳۲۹باور نمی‌کنم که تو پیمان بنشکنی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.