پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲۲

گر از دفترِ عشق رمزی بخوانی

خطا نامه ی عقل بر هم درانی

گر اموات خواهی که احیا بباشد

بمیر ای حکیم از چنین زندگانی

به عمدا مکن در مراتب تصرف

که مفروغ و مستانف از هم ندانی

بدین چشم دیدن محال است او را

خطا بین تصور کند این معانی

نباید طمع کردن از رویِ ظاهر

که کس را میسر نشد این امانی

ز بالا درآیی به گردن درافتی

مُحال است در عینِ پیری جوانی

مگر نردبان پایه پایه بر آیی

به شرطی که عشقت کند نردبانی

ز کون و مکان برشکن تا ببینی

که جمله توی آن چه فی الجمله آنی

شود در تو معلوم حسی و عقلی

که تو هم معما و هم ترجمانی

نزاری جز او کس ندیده‌ست اورا

وگر خود کلیم الله لن ترانی

چو بر حکمِ اول نبوده‌ست قانع

از آن گشت محجوب در حکمِ ثانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲۴اگر ز قصه ی ما یک ورق فرو خوانی
  2. شمارهٔ ۱۳۲۵دوزخِ دنیاست تاویلِ فراقِ آن جهانی
  3. شمارهٔ ۱۳۲۶باز آمده‌ام تشنه لبی خشک دهانی
  4. شمارهٔ ۱۳۲۷با تو رازی‌ست مرا از دگران پنهانی
  5. شمارهٔ ۱۳۲۸مست و شوریده چنانم که ز بی خویشتنی
  6. شمارهٔ ۱۳۲۹باور نمی‌کنم که تو پیمان بنشکنی
  7. شمارهٔ ۱۳۳۰می‌بری از منِ مسکین دل و بر می‌شکنی
  8. شمارهٔ ۱۳۳۱به یک غمزه شهری پریشان کنی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.