پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴۹

تا در جهان پدید بود سرو قامتی

ما را ز عاشقی نبود استقامتی

مستیم تا به روزِ قیامت ز جام عشق

بل گر بود ز بعد ِ قیامت قیامتی

هم دوستان دهند به شفقت نصیحتم

هم دشمنان کنند به رغبت ملامتی

دی شحنه گفت رو به سلامت فرو نشین

تا بر نخیزد از تو به هر سو علامتی

گفتم که مردِ عاشق ازین پند فارغ است

کاندر بلایِ عشق نباشد سلامتی

گفتا غرامتت بستانم که عاشقی

گفتم نه صعب تر ز جدایی غرامتی

آن ها که از مجاهده ی عشق واقف اند

بهزین کنند در حق ِ عاشق کرامتی

فریاد کز ندیمی ِ نامحرمان ِ عشق

هر لحظه می‌رسد به نزاری ندامتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۱ساقیا خیز و برافروز سبک مصباحی
  2. شمارهٔ ۱۱۵۲نه قلزمم که به هم در شوم به هر بادی
  3. شمارهٔ ۱۱۵۳چون هیچ بقایی نکند خاکی و بادی
  4. شمارهٔ ۱۱۵۴مرا رمزی عجب نازل شد از تعالیم ِ استادی
  5. شمارهٔ ۱۱۵۵مرا جز تو باری نباشد مرادی
  6. شمارهٔ ۱۱۵۶برفتی و ما را به هجران سپردی
  7. شمارهٔ ۱۱۵۷اگر به کلبه احزان ما گذر کردی
  8. شمارهٔ ۱۱۵۸گر هیچ صبا به ما گذر کردی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.