پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

بوی خوشت همره باد صباست

آن چه صبا راست میسر، که راست؟

دوش چو بوی تو به گلزار برد

نالهٔ مرغان سحرخوان بخاست

گل چو نسیمِ تو شنید از صبا

گفت «که این روی بهشت از کجاست؟»

ای گل نو خاسته! آگه نه‌ای

کاین اثرِ بوی دلارام ماست

دست من و دامن باد صبا

باز پی زلف نگارم چراست؟

باد کجا لایق سودای اوست؟

عشق و هوا هر دو به هم نیست راست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶ما را به روی دوست همه رنج راحت است
  2. شمارهٔ ۱۱۷مرا شدن به تماشای یار مصلحت است
  3. شمارهٔ ۱۱۸ای یار برشکسته از ما این چه عادت است
  4. شمارهٔ ۱۱۹بر من شب فراق چو روز قیامت است
  5. شمارهٔ ۱۲۰بر من چرا وساوس شیطان به قوت است
  6. شمارهٔ ۱۲۱میروم سویِ خرابات که پیرم آنجاست
  7. شمارهٔ ۱۲۲ای بهشتی به بهشت آی که رضوان اینجاست
  8. شمارهٔ ۱۲۳از دلم هیچ خبر نیست ندانم که کجاست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.